لذت
مثل نمک پاشیدن روی زخم میمونه …
لذتش رو غیر از خود آدم کس دیگه ای متوجه نمیشه …
پ ن : حالا هرچقدرم که مسخره …
پ ن : …
دلم هوس پوکر کرده ، با کسی که بازی را بلد باشد …
کسی که باختن را به خوبی بردن بشناسد ، که رسم بازی را بداند …
پ ن : مخالب دارد …
پ ن : …
مثل نمک پاشیدن روی زخم میمونه …
لذتش رو غیر از خود آدم کس دیگه ای متوجه نمیشه …
پ ن : حالا هرچقدرم که مسخره …
پ ن : …
کاش مثل این فیلم های مسخره می شد ، که پشت در بودید وقتی داشتم حرف می زدم …
آنوقت شاید شرمنده می شدید و می رفتید …
پ ن : …
کلاسه می کنم ، وراثت تعریف می کنم ، متغییر و ثابت می سازم ، گرافیک اضافه می کنم …
با خطاهای دیباگر برخورد فلسفی می کنم ، آخر صفحه آبی مرگ هم کپی رایت اضافه می کنم …
پ ن : …
بیاید برایتان از قصه های دست ساز خودم بگویم …
از شیرینی که رفت و فرهادی که بی خیال بیستون شد … که زیر لب گفت ارزش نداشت …
از ماهی بد قواره ای که پکی به سیگارش زد و پوزخندی به کلاغ قصه ای که خانه به دوش بود …
پ ن : …