۱۱
شهریور

  Posted In : روزنوشت

دلم هوس پوکر کرده ، با کسی که بازی را بلد باشد …

کسی که باختن را به خوبی بردن بشناسد ، که رسم بازی را بداند …

پ ن : مخالب دارد …

پ ن : …

۱۰
شهریور

لذت

  Posted In : روزنوشت

مثل نمک پاشیدن روی زخم میمونه …

لذتش رو غیر از خود آدم کس دیگه ای متوجه نمیشه …

پ ن : حالا هرچقدرم که مسخره …

پ ن : …

۹
شهریور

سینمایی

  Posted In : روزنوشت

کاش مثل این فیلم های مسخره می شد ، که پشت در بودید وقتی داشتم حرف می زدم …

آنوقت شاید شرمنده می شدید و می رفتید …

پ ن : …

۸
شهریور

برنامه نویسی

  Posted In : روزنوشت

کلاسه می کنم ، وراثت تعریف می کنم ، متغییر و ثابت می سازم ، گرافیک اضافه می کنم …

با خطاهای دیباگر برخورد فلسفی می کنم ، آخر صفحه آبی مرگ هم کپی رایت اضافه می کنم …

پ ن : …

۷
شهریور

قصه

  Posted In : روزنوشت

بیاید برایتان از قصه های دست ساز خودم بگویم …

از شیرینی که رفت و فرهادی که بی خیال بیستون شد … که زیر لب گفت ارزش نداشت …

از ماهی بد قواره ای که پکی به سیگارش زد و پوزخندی به کلاغ قصه ای که خانه به دوش بود …

پ ن : …